بیماری فرهنگی

تهران پر از دود خسته حالا به گرمای طاقت فرسا نیز مبتلا شده دیگه چی کم داره؟ تا دلمون بخواد دروغ داریم .تا دلمون بخواد گرونی داریم.تا دلمون بخوا د بی ثباتی داریم و به عنوان پس زمینه  دود و گرما و صدای بوق! خدا جون ما مسلمونا چه شهری واسه خودمون ساختیم؟

هر چی فکر می کنم که چرا توی این شهر موندیم چیزی به فکرم نمی رسه جز این عادت که نمیشه ترکش کرد.به یک دختر سه ساله که یک تاپ چین دار قرمز با شلوارک پوشیده بود گفتم:مادر گل نچین.جون داره دردش میاد! جوابم با لهجه ای که نفهمیدم کجاییه گفت:دلم میخواد می چینم! به یک پسر چهار ساله گفتم:ساعت 2 بعد از ظهره من دیشب سر کار بودم .توی راهروی آپارتمان که چرخ سوار نمیشن.گفت:می خوام بازی کنم.از اون بدتر درشون باز بود.مادرش شنید و به روی خودش نیاورد.

ظاهرا مردم دارن بچه هاشون را برای جنگیدن و زندگی کردن تربیت می کنن.هر چه پررو تر و بی ادب تر باشن موفق ترند! وقتی یک بیماری را اکثریت داشته باشن دیگه سالما بیمار محسوب می گردند. این جریان تهران ماست!

تبصره: منظورم از شرح لباس دختر کوچولو این بود که لباس ماهواره ای پوشیدن و ماشین شاسی بلند و ... منجر به بالا بردن سطح فرهنگی ما نمیشه .

/ 1 نظر / 6 بازدید
el

سلام من از وبلاگ شما بازدید کردم و شمارو به بازدید از وبلاگ خودم به نام "چیزی که هیچ جا نمی تونی لنگشو ببینی" دعوت می کنم . اگر هم شما مایل بودید منو به اسم "چیزهایی که هیج پیدا نمیشه" لینک کنید و به بنده اطلاع دهید تا من هم شما رو لینک کنم با تشکر www.bazar.rozblog.com