کارتون

دختر کوچولوی سه سال و نیمه من دو سه روز آخر فروردین کارتون سیندرلا را دید.اول فروردین داشتیم میرفتیم دین مادربزرگ همسرم که یکدفعه گفت"بابا من نمی تونم با تو عروسی کنم آخه تو شاهزاده نیستی.من میخوام با یک شاهزاده عروسی کنم."

وقتی سعی میکنم براش کتاب بخونم اصلا حاضر نیست بشینه در حالی که پای تلویزیون تا سه ساعت هم می شینه و فقط گاهی میگه:یک چیزی میدی بخورم؟

میدونم که گناه همه این خطا به گردن من و بابشه .ما کار داریم و برای عزیزترین کسمون وقت نداریم.اینجوری میشه که یک بچه هم تپل میشه،هم تلویزیونی،هم بدون علاقه به کتاب . . .چیزی برای ماشاا... گفتن نیست ولی توی جمع از کارتونها چیزایی رو تکرار میکنه که همه میگن ماشاا... !

/ 0 نظر / 8 بازدید